پاییز امده است و هنوز غروبهای دل گیر ِ بسیاری در پیش ...
پاییز امده است و شبهای بلند ِ بسیاری در راه ...
پاییز آمده است و خاطرات ِ سالهای بودن ت در قاب خیال ....
باد پاییزی ِ بغض الود از لابلای عطر نارنگی و پرتقال به گوش می وزد و مشام را عطرآگین می کند ...
ابرها ... آغوش ِ داغ خورشید را ربوده و باران است که میبارد و می بارد و می بارد ....
عشق است که در هوای دونفره ها می چرخد و می چرخد و می چرخد ...
پاییز امده است و چتر آرزوها بر سر ِ عاشقان ...
پاییز ِ عاشقان امده است
هرچند سرد
و ابرآلوده
و غم انگیز...
اما
من
تو
را
ندارم
تو
زیر
خروارها
ارزوهای
ناکام
خوابیده ایی
برچسب:
نویسنده: سارا رجبی