خرید بک لینک
سلام خدای م

ماه محرم نزدیک است و دل ِ همیشه زار ِ من در این غربتستان ...گرفتار و دلتنگ !
پس ای خدای از من به من نزدیک تر ... خوب نجوای م را بشنو
الهـــــی چه کسی جز تو می داند ؛ دردهایی هست که نمی توان گفت و گفتنی هایی هست که هیچ قلبی محرم آن نیست

الهـــــی چه کسی بهتر از تو می بیند ؛ اشک هایی هست که با هیچ دوستی نمی توان ریخت و زخم هایی هست که هیچ مرحمی آن را التیام نمی بخشد و تنهایی هایی هست که هیچ جمعی آن را پر نمی کند

خدایا در این غربت دور ؛ دلتنگ خاک پدر و خاک روح آسمان نشین م هست م

دل م زخم می خورد و عفون ت می زاید و هیچ کس جز تو مرا و درونیات دل مرا خوب نمی شناسد !
پس من با اشک می نویس م ..و تو با نگاه همیشه نوازشگرت بخوان ....

خدایا ! هرنهالی به امید نور ِ نگاه ِ تو کاشته می شود و هر نخلی به امید سخاوت ِ نگاه تو به بار می نشیند ...
خالق م ! هر کاخ آرزویی به امید ِ ستون شانه هایت آجر چینی می شود ...

پس ای آفریننده ی آسمان ! آسمان روشن دل ِهای غمگین را بی ستاره مگردان ...
دهان گلبرگ دل های تشنه و ناکام را از باران ِ عشق ت ..در عطش مگذار ...
آفتاب گردان روح های بیمار و بی قرار را از تابش آفتاب امیدت محروم مکن ...
ماهی دل های پر امید را صید دام های نا امیدی مکن ...

آشیانه ی دل ِ زوجین عاشق را با طوفان های غمگین ویران مگردان ...

کشتزار احساس های آرزومند ِ خانواده های عاشق را از هجوم ملخ های خانمان برانداز در امان بدار ...

بار الها ! نیلوفر احساس ترد خانواده های منسجم را از ساقه ی عشق جدا مگردان ...

خدای من ! آهوی دل آرزومند ِ نجیب زادگان را در پنجه ی بی اصالتی ؛ گرفتار مکن ...
خدای همیشگی ام ! بر هیچ شناسنامه ی دل ِ زخمی ؛ مهر اندوه نچسبان ...
خدای من ! نگین زیبای سلامتی را از انگشتر شفای خودت جدا مکن ...
خدای م ... تو را قسم به سخنان کوبنده ی حضرت زینب در روز عاشورایت ... تمام بیماران لاعلاج را از سرپنجه ی فولادین شفای خود عبور بده ...
خدای من ؟ مگر جز این است که تو خود فرمودی
روزداری ِ روزهای خاص ِ تو برابری دارد با هفتاد سال عبادت ؟ و تو قول داده ایی ... می نوشانی از آبی که از شیر سفید تر و از عسل شیرین تر و من سالها در گرمترین فصل سال ... تیر و مرداد و شهریور ... ماه های رجب و شعبان و رمضان را تشنه و گرسنه ... به درگاهت ملتمس هست م که وعده ات را چشمه نوش ِ روح پدرم و یگانه مرد روزگارم گردانی
پس
به مهربانی ات اى مهربانترین مهربانان .. تو خوب میدانی من کیست م ...مرا تنها مگذار ...

خدای مهربان م ... تو خود میدانی که بد ترین درد برای یک انسان دور ماندن از حقیقت خویشتن و رها شدن در گرداب ِ نفسانیات است
پس تو ای کردگار بی همتا ما را یاری کن که به حقیقت انسان بودن پی ببریم تا بتوانم روز به روز به تو که سرچشمه ی تمام حقیقت هایی ... نزدیک و نزدیک تر شویم…
خدایا معرفت ِ اندوختن ِ توشه براى پیمودن ِ راه به سوى خودت را عطا کن
و در آخر... باچشم اشکبار و دلتنگ ..دور از وطن ...خود را در معرض نسیم جانبخش لطف و توجه ات قرار داده ام و خواهان باران آرام ش و احسان ت هستم و مرا چون همیشه در جویبار عطایت وارد کن که من هیچ نقطه از جغرافیای زمین چون تویی ندارم ...

پ ن : دوستان عزیزم با دلتنگی فراوان و پوزش ِ بسیار باید بگویم منزلگاه من در این غربت تا پایان تثبیت خانه فاقد از امکانات اینترنت و سیم کارت شهری در این قاره می باشد و من الان که ۷ ساعتی از ساعات ایران جلو هست در منزل اقوام و از لب تاپ اقوام برای ثبت این مناجات هرساله ی قبل از ماه محرم ..استفاده کردم..

پ ن 2 : ساعت ۵ صبح بامداد که احتمالن در ایران ساعت ۲۱ شب است

برچسب: دوازدهمین,مناجات,تنهایی,خدایش, نویسنده: سارا رجبی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 22:27

صفحه بندی